آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

شنبه20مهر92 (آخر هفته ای آرام)

1392/7/20 14:36
نویسنده : مامان نسرین
390 بازدید
اشتراک گذاری

                      

سلام گل من. بازم میگم:دوستت دارم و عاشقتم.آخر هفته پیش به آرامی گذشت. شب جمعه مامان جون اینا مهمونی داشتند که عروس های دایی بابا رضا رو پا گشا کردند. اول قرار بود ما هم بریم ولی به دلیل آبله مرغون گرفتن فرهام و اینکه اون هم کل هفته اونجاست و به دلایل پزشکی بابا رضا نرفتیم. قرار بود دسر با من باشه. با تمام شیطنتی که به خرج دادی دو تا دسر درست کردم. یکی دسر ژله مخلوط و اون یکی دسر ماست و آناناس. من که دومی رو خیلی دوست دارم. امیدوارم مهمون ها هم خوششون اومده باشه.٥شنبه ای بابا رضا برد خونه شون تحویل داد.  روز جمعه با بابایی گفتیم یه سر بریم بیرون. خردیکی کردیم. هوا خیلی خوب بود. آفتابی با نسیمی سرد. 

داشتیم تو پیاده رو میرفتیم و دختر طلا هم با فاصله از ما با عروسکی که براش خریده بودیم مشغول بود و راه میرفت. بابایی رو به من کرد: چه هوای خوبی!خوبه آویسا رو بزاریم خونه بابا جون و بریم بیرون. یه دفعه آویسا با قبافه ایعصبانیمن  نیمیرم خونه باباجون. می خواین منو نبرین. من میام.ما رو بگیتعجب فهمیدم گوش های تیزیش به مامانش رفتهنیشخند

شب تو خونه داشت با عروسکش بازی میکرد. باباش بهش گفت:عروسکت رو کی برات خریده. یه نگاه کرد به باباش و گفت:ب...خودم. منو بگی شدمنیشخند

اینم چند تا عکس از عکس هایی که آویسا تو آتلیه انداخت...

اینم دختر عسل با بابایی...

       در ادامه مطلب عکس های شن بازی آویسا در شمال رو گذاشتم... 

اینم به قول آویسا خرچنگ باب اسپنچی

اینم قلعه سحر آمیز پدر و دختر...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان مهديس
20 مهر 92 10:21
عزيزم، خاله قربونت بره با اين عكسهاي خوشگلت. خيلي ناز افتادي. يه عالمه بووووس به آويسا گُلي.


مرسی خاله جون
مانی محیا
20 مهر 92 10:44
ای چاپلوس ای ژله درست کن. ای عروس شیرین. خصوصی..


آیکون خجالت تا ببنهایت
مامان احسان
20 مهر 92 14:55
ای جونم با این عکسهای خوشگلت هزار تا بوس برای عروس


مرسی خاله جونی(آیکون خجالت)
البته خیلی همکاری نفرمودنداین آویساخانوم و عکس ها چند تابیشتر نشد
مامان احسان
20 مهر 92 14:56
حالا هی بگو بچم به کی رفته پاچه خوار شده


بابا دارم برای آینده ت خودم رو فدا میکنم خواهر(آیکون نیشخند)وقتی برات بعداً از این کارا کرد عزیزم میگی دستت درد نکنه مادر با این دختر تربیت کردنت
مامان صدف
28 مهر 92 14:33
صدف هم عاشق شن بازی کنار دریاست. از شن بازی سیر نمیشه


نمی دونم از شن این ور و اون ور کردن خسته نمیشن.آویسا که هی شن رو از زمین میریزه تو فرغون از فرغون می ریخت رو زمین
مامان ریحانه جون
2 آبان 92 16:32
علی معنای دریا در کویر است, نفوذش در عدالت بینظیر است, من از هر کاروان این را شنیدم, مسیر عشق قربان تا غدیر است...
عید سعید غدیر مبارک


مرسی عزیزم.عید شما هم مبارک